نوشته شده توسط : blogkhan

شخصیت مهرطلب، که یکی از اشکال شخصیت نافرهیخته به حساب می آید، به طور کلی اینگونه بیان می شود که فرد نتوانسته یک تعادل عاقلانه، درست و مناسب را در روابطش با دیگران ایجاد کند. یعنی دچار عدم توازن(افراط یا تفریط) می باشد.

افراد مهرطلب به دنبال این هستند که با جلب یا طلب محبت و مهر دیگران، در خود نوعی احساس توازن و آرامش به وجود آورند. بنابراین بیش از آنکه در درون خودشان پایه های شخصیتی را به وجود بیاورند و از درون خود الهام گرفته و تغذیه کنند، همواره این منابع را در بیرون از خود جستجو می کنند.

در واقع این افراد ارائه مهر زیاد(بیش از حد) را به عنوان بیمه ای برای دریافت مهر دیگران می بینند و به این شکل خود را در معرض سوءاستفاده دیگران قرار می دهند.




:: بازدید از این مطلب : 271
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : | نظرات (0)
نوشته شده توسط : blogkhan

در یک نگاه کلی می توان افراد را از دیدگاه شخصیتی به 2 دسته کلی تقسیم نمود:

1) افراد فرهیخته: یا افراد دارای سخصیت سالم که 3 ویژگی کلی دارند:

_ واقع گرا بودن: دیدن مسایل همان گونه که هستند، نه آن گونه که در ذهن تصور می شوند.

_ برخورداری از عقلانیت: نوع برخورد با واقعیت ها برمبنای منطق، روش مندی، دانش، علم و تجربه است، نه براساس احساسات، تعصب یا باورهای از پیش تعیین شده.

_ برخورداری از وجدان، اخلاق و صفت های نیک انسانی

2) افراد نافرهیخته: یا شخصیت های ناسالم که در ویژگی های فوق دچار مشکل هستند و به 3 دسته تقسیم می شوند:

_ شخصیت سلطه گرا (سلطه جو، خودمحور، خودرای، خودکامه و...)

_ شخصیت مهر طلب

_ شخصیت انزوا جو (گوشه گیر) 




:: بازدید از این مطلب : 270
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : | نظرات (0)
نوشته شده توسط : blogkhan

در آغاز بهتر است 2 مفهوم را از هم جدا کنیم:

1)خشم: که یک احساس است و زمانی که شدید می شود به هیجان تبدیل می گردد.

2)عصبانیت: که یک رفتار است و واکنشی نادرست است که ما در برابر احساس خشم مان نشان می دهیم.

 

خشم: احساس بدی است که به یک دلیل ایجاد شده: موضوعی یا اتفاقی پیش آمده که موجب شده ما به آرزو، هدف، خواسته، نیاز یا حق مان نرسیم. یعنی موضوع خشم در رابطه با انتظارها و توقع های ماست. ما خشمگین می شویم زمانی که انتظار رویدادی یا موردی را داریم که بشود یا نشود.




:: بازدید از این مطلب : 263
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : | نظرات (0)
نوشته شده توسط : blogkhan

هنگامی که به انسان توجه می کنیم، 2 موضوع روشن می شود:

1) انسان، از نظر فیزیکی(جسمانی)، روانی و اجتماعی موجودی است نیازمند و این نیازها باید به شکل مناسبی برآورده و ارضاء شوند؛ وگرنه فرد را از حالت تعادل خارج کرده(نیازهای برآورده نشده) و راه تکاملی او را نیز می بندند.

نمونه: اگر به بدن ما آب  و خوراک نرسد می میریم، اگر به اندازه کافی محبت نبینیم دچار افسردگی می شویم، اگر در محیط و جامعه ای ناسالم زندگی کنیم به احتمال بسیار زیاد گرفتار انواع آسیب های جسمی و روانی یا بزهکاری ها می شویم و...




:: بازدید از این مطلب : 231
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : | نظرات (0)
نوشته شده توسط : blogkhan

امروزه بزرگ ترین مساله روانی ای که انسان ها دارند، مساله "حرمت نفس" است و عمده گرفتاری های ما در جنگ و جدال ها در سطح فردی، خانوادگی، اجتماعی و حتی بین المللی، از همین مساله ناشی می شود.

 پایه حرمت نفس بر تقدس و منحصر به فرد بودن انسان استوار است؛ به این معنا که انسان دارای حقوق، حیثیت و حد و مرزهایی است که هیچ کس، هیچ زمانی، تحت هیچ عنوانی و به هیچ دلیل و بهانه ای نمی تواند از او بگیرد.




:: بازدید از این مطلب : 255
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : | نظرات (0)
نوشته شده توسط : blogkhan

تفکر انتقادی(پیچیده)

تفکر ساده

کنجکاوی اندیشمندانه(اهل پرسش بودن، چیزها را به سادگی نپذیرفتن، به دنبال کشف حقایق بودن بر پایه اندیشه ورزی و...)

ساده لوحی ناآگاهانه(پذیرفتن بسیاری از مسایل بر اساس شنیده ها، باورها و...، کنجکاو و پرسشگر نبودن و...)

عینیت گرایی(دیدگاه مبتنی بر تحقیق و بررسی، آزمودن، تجربه کردن، درک واقعیت ها و...)

ذهنیت گرایی(دیدگاه مبتنی بر باور، پذیرش بدون تحقیق و بررسی دقیق، حدس و گمان و...)

گستردگی فکری(داشتن ذهن باز برای دریافت اطلاعات و ایده های تازه و اندیشیدن درباره آنها، داشتن آمادگی برای پذیرفتن دیدگاه های تازه در صورت اثبات درست بودن آنها و کنار گذاشتن باورهای قدیمی در صورتی که دیگر کارایی نداشته باشند و...)

محدودیت فکری(داشتن خط قرمزهای فکری، چارچوب های محدود کننده و تعصب های ناآگاهانه، عدم تمایل برای یادگیری، نوآوری و درک معانی و تجربه های تازه در زندگی، تمایل به حفظ سنت ها صرف نظر از عاقلانه و اخلاقی بودن یا نبودن آنها و...)

انعطاف پذیری فکری(داشتن قانونمندی ها و اصول منظم و هوشمندانه فکری در عین آمادگی برای پذیرش اندیشه های بهتر، چند بعدی بودن یا نگریستن به جنبه های گوناگون یک موضوع یا مساله، پذیرفتن دیگران به همان گونه که هستند و انجام گفت و گوهای سازنده و دوستانه و...)

انجماد فکری(داشتن تنها یک تفسیر از پدیده ها یا تک بعدی بودن، تمایل به حفظ طرز تفکر قدیمی و تاریخ مصرف گذشته، عدم تمایل به ایجاد دگرگونی های سازنده در زندگی، مسخره کردن و مقاومت در برابر دیدگاه های مخالف و حتی اعمال خشونت نسبت به آنها و...)

شک گرایی معقول(تردید منطقی نسبت به مسایل  به ویژه مسایلی که دیگران آنها را بدیهی و غیر قابل تردید می دانند، اظهار نظر شتاب زده و قطعی نکردن، به دنبال پیدا کردن پاسخ و درک حقایق رفتن برای برطرف کردن تردیدها و...)

زودباوری یا شک گرایی حسی(پذیرفتن بدون تفکر مسایل بر اساس اینکه چه کسی آنها را مطرح می کند یا در چه کتابی آمده است، نتیجه گیری و اظهار نظر قطعی و آنی کردن بدون بررسی دقیق، انگ و برچسب نادرست زدن به اندیشه های مخالف و...)

صداقت خردمندانه(تمایل به پذیرفتن دیدگاه اشتباه خود در صورت اثبات، اعلام این اشتباه به دیگران، پوزش خواستن، تصحیح و جبران، راستگو بودن به دلیل لذت بردن از راستی و انسانی بودن آن و نه به طمع پاداش و به دست آوردن منافع شخصی و...)

عدم صداقت ناآگاهانه(دروغ گویی بدون آگاهی از عواقب و آثار زیان بار آن بر خود و دیگران، پافشاری بر دیدگاه نادرست خود حتی در صورت اثبات نادرستی آن، توجیه کردن، عدم تمایل به اعتراف به اشتباه و عذر خواهی یا جبران آن، کتمان کردن یا مطرح نکردن حقایق به دلیل مصلحت اندیشی یا حفظ منافع شخصی و...)

روش مندی فکری(شروع با پرسش، بررسی وجود پاسخ های عاقلانه برای آن، جمع آوری اطلاعات، دسته بندی، ارزیابی و بررسی اطلاعات و در پایان نتیجه گیری)

شلختگی ذهنی(پرسشگر نبودن، استناد به کلیات، شنیده ها، ظواهر، باورها و... در نهایت نتیجه گیری شتاب زده و همراه با پیش داوری)

ایستادگی، پافشاری، بردباری و استقامت به هنگام تلاش برای حل کردن مسایل، دشواری ها، مشاجره ها و...

بی ثباتی ناشی از هیجان زدگی و احساس های غلیظ(عدم کنترل احساس ها و هیجان های خود، عدم شکیبایی در برخورد با مسایل و...)

مصمم بودن(داشتن عزم، اراده، پشتکار و قاطعیت برای درست انجام دادن کارهای درست و...)

نبودن پایداری و جدیت(تمایل به سرهم بندی، سمبل کاری و درست انجام ندادن کارها و...)

احترام گذاشتن به دیگر دیدگاه ها

خودمداری، خودمحوری و نداشتن حس احترام عمیق نسبت به دیگران 




:: بازدید از این مطلب : 249
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : | نظرات (0)
نوشته شده توسط : blogkhan

1) نداشتن هم حسی و همدردی: این افراد به دلیل مسایل تربیتی، خانوادگی و محیطی نمی توانند درد و رنج، مسایل و موقعیت دیگران را به گونه ای که یک انسان عادی درک می کند، بفهمند.

2) نداشتن حس پشیمانی: آنها اشتباه های و تقصیرهای خود را نمی پذیرند و در نتیجه اهل عذرخواهی و پشیمانی واقعی هم نیستند.

3) سطحی گرا بودن، عمق نداشتن شخصیت، توخالی بودن و ادعا داشتن: این افراد خود را به هفت رنگ در می آورند تا خود را همه کاره نشان بدهند، در حالی که چیزی به عنوان پشتوانه محتوایی برای ارایه ندارند.




:: بازدید از این مطلب : 283
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : | نظرات (0)
نوشته شده توسط : blogkhan

نياز شماره يك :نيازهاي فيزيكي یا مادي(خوراک، خواب و...).

این نیاز بسيار اهميت داره و تعادل بار فيزيكي، تعادل بار رواني، حتي بيوشيميايي، الكتريكي، مغناطيسی و... رو برقرار می کنه. يعني سيستمي رو كه بهم ريخته، برقرار مي كنه.

نياز شماره دو :نياز به امنيت و آرامش 

اين دو تا نياز نيازهاي واقعيند(غیر ارادی و خودکار)... اينها نيازهايي هستند كه همه انسان ها در حالت عادي(نه بيماران عجيب و غريب) دارند... اين نيازها اصولا نيازهاي مبتني بر كمبودند، يعني يک تعادلي هست که بر هم مي خوره و شما بايد تعادل رو برقرار كنيد... شما گرسنه هستيد پس غذا مي خوريد و سير مي شيد ، تشنه هستيد آب مي نوشین... ولی اگر ارضای این نیازها از يک حدي بگذره، حتي شما رو مي كشه(تشنگی با یک یا چند لیوان آب برطرف می شه، ولی اگه یک شیلنگ آب رو تو دهن تون بگذارید حالتون از آب به هم می خوره و تا مرگ بخاطر ترکیدن هم پیش می روید!)... مي خوام فقط توجه داشته باشيد که اين نيازها را چرا بهشون ميگيم نيازهاي مبتني بر كمبود، يعني فقط بر هم خوردن تعادله و زمانی که تعادل برقرار شد دیگه معنایی ندارن. اين دو نياز عمومي هستن...




:: بازدید از این مطلب : 285
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : | نظرات (0)
نوشته شده توسط : blogkhan

من و شما از تولد تا يك سالگی مون بيش از همه با حس مون زندگی می كنيم و مقصود از حس كه مردم معمولا 5 تا شو می شناسند .... و به همين جهت است كه بچه بيش از هر چيز ديگری به غذاش، به خوابش، به بازيش، به لمسش و... اهميت می ده.

 بين 1 تا 7 سالگي دو چيز ديگه به اين حسی كه خودش رشد می كنه اضافه می شه، يكی ما از هوشمون كه روابط پنهان اشياء رو به مقدار زياد مشخصی می كنه استفاده می كنيم و يكی از تخيل و تصور ...

 بنابراين كودك بين 1 تا 7 سالگی در حاليكه جهان رو حس می كنه ، می بينه ، می چشه ، دست می زنه ، می شنوه ... در عين حال از هوشش استفاده می كنه كه اين آدم كه اسمش پدربزرگه يا مادربزرگه مهربونه ، منو نوازش مي كنه ، به من چيزايی ميده كه می خوام ، خيلی هم به من بكن و نكن نميگه. بنابراين مامان بزرگ و بابا بزرگ رو خيلی دوست دارم.... و در نتيجه جهان را با هوش خودش اينگونه فكر می كنه كه مامان بزرگ و بابابزرگ كه اومد بره پهلوشون ، تو بغلشون باشه ....تا شيرينی شو بگيره ، پاداششو بگيره ، نوازش رو بگيره ، يا هر چيزی ديگه .. و ضمنا از تخيلش هم فكر می كنه كه اصلن بره خونه بابابزرگ يا بابابزرگ بياد اينجا ، پهلوی اونا بمونه و...




:: بازدید از این مطلب : 272
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : | نظرات (0)
نوشته شده توسط : blogkhan

از افراد دارای شخصیت انزواجو یا گوشه گیر مانند 2 شخصیت پیشین(سلطه جو و مهرطلب) به عنوان افراد نافرهیخته یاد می شود.

اگر ریشه های تربیتی و زمینه های شکل گیری این شخصیت ها را بررسی کنیم، در می یابیم که این افراد در فرایند تربیتی ای رشد می کنند(خانواده نامناسب و نظام آموزشی ناسالم) که در آن مزه شیرین روابط سالم انسانی را درک نمی کنند. این افراد معمولا موفق نمی شوند که در یک بستر سالم اجتماعی رشد کنند و در نتیجه به تکامل شخصیتی دست نمی یابند. 




:: بازدید از این مطلب : 284
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : | نظرات (0)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران